پاییز
لبریز
از برگهای
ریز
ریز..
+ نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت
10 AM  توسط امید
|
دل را به دریاا زدم
باز هم
جنازه ام را پس فرستاد
به ساحلی
که ایستاده است...*
الان
چک
چک
چک به پای خود می ریزم..
+ نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور1390ساعت
5 PM  توسط امید
|
دلم میسوزد
به باغی
که دیوارش خمیده زیر آوار
- به باغبانی که
میکشدبنگ و سر میدهد آواز
+ نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند1389ساعت
5 PM  توسط امید
|
ازگفتن میترسم و از نگفتن هم
از گفته هایم دلگیرم و به ناگفته هایمم هم
چه میتوان کرد؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اسفند1389ساعت
9 PM  توسط امید
|
صبح است
زندگی هست
مهربانی هست سیب هست.
+ نوشته شده در یکشنبه 28 آذر1389ساعت
9 AM  توسط امید
|